۱۰ سوال بسیار مهم که علم هنوز نمی تواند پاسخ دهد + توضیح سوال ها

0
زمان مورد نیاز برای خواندن این نوشته: ۴ دقیقه.

۱۰- چرا رویا می‌بینیم؟

10 سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی - چرا رویا میبینیم؟
۱۰ سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی – چرا رویا میبینیم؟

سوال درباره رویا، به طور معمول شما در جریان حرکات سریع چشم در خواب، رویا می‌‌بینید، اما محققان نمی‌دانند که در وهله اول چرا رویا می‌بینید.

شاید در طی آخرین ماجراجویی خود در خواب سر یک خرگوش شش پا که کلاهی نئونی به سر دارد و روی سینه شما ایستاده و فریاد می‎زند “به سلامتی”، را خرد کرده باشید. احتمالا مطمئن نیستید که این رویا تعبیری دارد یا نه مگر اینکه داروهای توهم‌زای زیادی خورده باشید یا شاید روز قبل از آن یک هویج خراب خورده‌اید.

متخصصان و دانشمندان خواب می‌دانند که مردم معمولا چه زمانی خواب می‌بینند. به طور معمول شما در جریان حرکات سریع چشمی(REM) در چرخه خواب، رویا می‌بینید. شما می‌توانید متوجه شوید که یک شخص (یا حتی گربه یا سگتان) در چه هنگامی خواب می‌بیند، نشانه آن این است که چشم‌ها به سرعت پس و پیش می‌شوند و بدن اونیز ممکن است حرکات تندی را از خود نشان دهد. الگوهای الکتریکی مغز در این مرحله بسیار فعال هستند، درست مثل زمانی که شما بیدار هستید.

اما محققان واقعا نمی‌دانند که چرا ما خواب می‌بینیم. شاید رویا دیدن راهی برای انعکاس یا تخلیه استرس زندگی روزانه باشد، یا حتی شاید راهی غیر ارادی برای کمک به حل تجربیات چالش برانگیز شما باشد. شاید هم خواب دیدن راهی برای محافظت از ذهن و حفظ آن از تهدیدات و خطرها باشد.

این امر می‌تواند یک روش بیوشیمیایی برای دسته‌بندی، مرتب‌سازی یا ذخیره کردن اطلاعات کوتاه یا بلند مدت باشد. شاید رویاها راهی برای ادغام تجارب گذشته وحال و آماده ساختن شما برای آینده باشند.

صرف نظر از اهداف این موضوع، رویاها سنگ بنای تجربه انسان هستند. آنها ما را سرگرم و تحریک می‌کنند و به عنوان یک یادآور به ما نشان می‌دهند که دنیای درون ما هم به اندازه دنیای خارجی ما عمیق و عجیب است.

۹- چطور می‌توان سرطان را از بین برد؟

10 سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی - چطور می توان سرطان را از بین برد؟
۱۰ سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی – چطور می توان سرطان را از بین برد؟

دانشمندان بر این باورند که ما هرگز برای تمامی انواع سرطان درمانی نخواهیم یافت، اما چشم‌انداز و راه‌های درمانی سرطان در حال تکامل یافتن است.

سرطان یک تهدید معمول برای بشر است. هر سال، تنها در آمریکا بیش از نیم میلیون بیمار مبتلا به انواع سرطان‌ها می‌میرند. با این حال، ترس خانواده‌هایی که با این بیماری آشنا هستند کمتر نمی‌شود.

سرطان اشکال مختلفی دارد و بر بخش‌های مختلف بدن تاثیر می‌گذارد، اما نشانه‌های این بیماری تکرر غیر قابل کنترل سلول‌ها است. تومورها بزرگ شده و گسترش پیدا می‌کنند، بدن را به نابودی می‌کشند و منجر به مرگ می‌شوند.

این رشد به دلیل آسیب DNA اتفاق می‌افتد. البته، DNA، دستورالعمل‌هایی برای تمامی نقش‌های بدن شامل رشد سلول‌ها، فراهم می‌آورد. دلیل به وقوع پیوستن این آسیب، فاکتورهای خاصی از شیوه زندگی مانند قرار گرفتن در معرض آفتاب، استعمال تنباکو یا قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی سرطان‌زا است.

با کمی برآورد، بیش از یک سوم سرطان‌ها با اجتناب از عادات سرطان‌زا قابل پیشگیری هستند. با این حال، انتخاب‌هایی که ما در زندگی داریم تنها بخشی از این معادله است. فاکتورهای دیگری هم در این میدان نقش بازی می‌کنند. بسیاری از مردم DNA مضر را از والدین خود به ارث می‌برند و حتی اگر تماما زندگی سالمی داشته باشند، باز هم مستعد ابتلا به سرطان هستند.

متغیرهای بی‌شمار و چینش ژنتیکی منحصربفرد انسان‌ها، دانشمندان را به این شک می‌اندازند که آنها هرگز نخواهند توانست برای تمامی انواع سرطان راهی برای درمان کشف کنند. ضعف‌های محیطی و ناهنجاری‌های بدنی بسیار زیادی وجود دارد که تشخیص و مورد حمله قرار دادن همه آنها تنها با یک گلوله جادویی امکان‌پذیر است.

خبر خوب این که چشم‌انداز و راه‌های درمان سرطان در حال پیشرفت است. هر سال، ما جنبه‌های جدیدی از این بیماری را کشف می‌کنیم. راه‌های درمان آن در حال بهبود یافتن هستند، بیمار درد کمتری را تحمل می‌کند و به کیفیت زندگی او افزوده می‌شود. بنابراین، اگرچه ممکن است هرگز نتوانیم سرطان ا شکست دهیم، با این حال ما به مقابله با آن ادامه خواهیم داد، زندگی خود را بهتر خواهیم ساخت و جلوه ترسناک آن را کمرنگ‌تر خواهیم کرد.

۸- بعد از مرگ چه اتفاقی برای شما می‌افتد؟

10 سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی - بعد از مرگ چه اتفاقی برای شما می افتد؟
۱۰ سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی – بعد از مرگ چه اتفاقی برای شما می افتد؟

موضوع زندگی پس از مرگ یکی از قدیمی‌ترین عجایب بشریت است.

هر کسی در این سیاره مشتاق دانستن این است که بعد از مرگ چه اتفاقاتی برایش می‌افتد. و میلیاردها نفر هستند که هم اکنون جواب این سوال را می‌دانند؛ اما متاسفانه نمی‌توانند دانسته‌های خود در این زمینه را به ما انتقال بدهند، چرا که آنها در میان ما نیستند و مرده‌اند.

موضوع زندگی پس از مرگ یکی از قدیمی‌ترین موضوعاتی است که بشر به آن می‌اندیشد. آیا ما پس از مرگ به سعادت ابدی می‌رسیم؟ آیا افراد شیطان‌ صفتی که در بین ما هستند به اعماق جهنم وارد می‌شوند؟ آیا وقتی بدن‌های ما نابود شد، هوشیاری ما نیز ناپدید می‌شود؟

دانشمندان درباره مراحل اولیه مرگ اطلاعات خوبی دارند. آنها می‌دانند که بدن انسان چگونه روند خاموشی را آغاز می‌کند. همانند کارمندانی که بعد از ساعت تعطیل کارگاه لامپ‌ها را خاموش می‌کنند، سلول‌های بدن نیز یکی پس از دیگری خاموش می‌شوند تا زمانی که فعالیت قلب و ذهن رو به افول برود.

با این حال تمام آنچه که پس از خاموش شدن مغز رخ می‌دهد، مانند یک راز باقی مانده است. افراد زیادی هستند که تجاربی نزدیک به مرگ داشته اند و به زندگی باز گشته‌اند، این افراد در هنگام بیان تجربه خود، درباره تونل‌های نورانی یا فلاش‌بک‌هایی از وقایع و مکالماتی با عزیزانی که از دست داده‌اند حرف می‌زدند. تمام این تجربیات، می‌توانند منشأ زیست شناسی داشته باشند، شاید این موارد از فقدان اکسیژن یا نوسانات شدید بیوشیمیایی ایجاد شده باشد.

در میان بسیاری از سوالاتی که در مورد موجودیت بشر مطرح است، این موضوع، سوالی است که هرگز پاسخی برای آن وجود ندارد. در عوض، همه ما از خود در این باره سوال می‌پرسیم و به دنبال یک معنی برای مرگ به جستجو می‌پردازیم.

۷- آیا انسان در جهان تنها است؟

10 سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی - آیا ما در جهان تنهاییم؟
۱۰ سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی – آیا ما در جهان تنهاییم؟

تنها در کهکشان ما ممکن است ۴۰ میلیارد سیاره قابل سکونت وجود داشته باشد.

ممکن است برخی فکر کنند که ما تنها اشکال زنده هوشمند در جهان هستیم. در این صورت، در جهانی به این عظمت به طرز غیر قابل تصوری تنها خواهیم بود. سایر محققان می‌گویند امکان ندارد که زمین تنها محل زندگی باشد. ممکن است ۴۰ میلیارد سیاره قابل سکونت دیگر نیز در این کهکشان یافت شود. این مقدار نشان می‌دهد که، احتمال وجود بالقوه موجودات فرازمینی بسیار زیاد است.

برای حضور حیات، وجود برخی از ملزومات ضروری هستند. یک سیاره نه تنها باید دارای ترکیب مناسبی از عناصر و شرایط باشد، بلکه جرقه‌ای نیز باید وجود داشته باشد که موجب ایجاد موجودات زنده شود. پس به این ترتیب، این موجودات برای هوشمند شدن باید تکامل پیدا کنند.

حتی در دانش مدرن بشریت، ساده‌ترین اشکال زندگی بر روی سیاره ما، خود  دارای مجموعه‌ی پیچیده‌ای از سلول‌ها و واکنش‌های شیمیایی است. ما واقعا نمی‌دانیم که این اشکال چگونه ظهور کرده، تکامل می‌یابند و در شرایط محیطی ما، که دارای تنوعی باور نکردنی است چگونه جان سالم به در می‌برند.

به رغم این چالش‌ها، محققان ناسا فکر می‌کنند ممکن است رد پاهای بسیاری از حیات در دهه‌های آینده کشف شوند. تلسکوپ‌های قوی می‌توانند در این راه یک ابزار کلیدی باشند.

با این حال ما می‌دانیم که آب، گازها و عناصر مشابه زمین در بسیاری از سیارات دیگر نیز وجود دارد. اگر ما به جستجو ادامه بدهیم و کوچکترین شواهدی از حیات مانند فسیل باقی مانده یا یک باکتری ریز را پیدا کنیم، احتمال این امر افزایش می‌یابد که در جایی بین ستاره‌ها، گونه دیگری به آسمان نگاه کرده و او هم درباره وجود همسایگان بالقوه خود در جهان به تفکر بپردازد.

۶- منشأ هوش انسان کجاست؟

10 سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی - منشا هوش کجاست؟
۱۰ سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی – منشا هوش کجاست؟

اسکن مغز نشان می‌دهد که مغز شما واقعا چقدر فعال است، این فعالیت با نورهایی نمایش داده می‌شود که به طور مداوم ۱۰۰ میلیارد سلول عصبی ما را در آتشی بی‌وقفه نشان می‌دهد.

ما انسان‌ها، از خود و اطراف خود آگاهی داریم. ذهن ما با مکالمات و سوالاتی درونی درباره چیستی و هدف ما در جهان بارور می‌شود. تا جایی که می‌دانیم، ما تنها موجوداتی هستیم که به نوعی هوش فعال داریم. این را هم نمی‌دانیم که این هوش از کجا نشأت گرفته است.

مغز، کامپیوتر مرکزی بدن ما است، کارکردهای  بیولوژیکی را کنترل می‌کند و به ما کمک می‌کند تا در مواجهه با موانع و سختی‌های زندگی راه خود را پیدا کنیم. اسکن مغز به طرزی غیر قابل باور به ما نشان می‌دهد که مغز ما چقدر فعال است، قسمت‌های فعال مغز همچون میلیاردها سلول عصبی که در آتشی بی‌وقفه‌اند در این اسکن‌ها نمایش داده می‌شوند، درست مثل یک شبکه دیجیتالی عظیم و پیچیده.

اما مغز همان ذهن نیست. فعالیت‌های الکتریکی نشان نمی‌دهند که یک ماده فیزیکی چگونه می‌تواند شرایطی غیر فیزیکی مانند هوش را به وجود بیاورد. برخی از مذاهب، هوش را هدیه خداوند می‌دانند که به بدن ما حلول کرده تا ما را در این جهان راهنمایی کند.

دانشمندان بیشتر به ریشه‌های بیولوژیکی می‌پردازند – آنها هوش را به عنوان مجموعه‌ای از فرایندهای بیولوژیکی می‌شناسند که برای تفکرات پیچیده‌تری ساخته شده که در نهایت به خودآگاهی می‌انجامد. دانشمندان ثابت کرده‌اند که حیوانات، مانند سگ‌ها، قطعا دارای هوش هستند، اما سطح آگاهی پایین‌تری (یا متفاوت‌تری) نسبت به انسان‌ها دارند.

۵- چند گونه زنده بر روی زمین وجود دارد؟

10 سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی - چند گونه زنده بر روی زمین وجود دارد؟
۱۰ سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی – چند گونه زنده بر روی زمین وجود دارد؟

براساس برآوردهای انجام شده، ما تنها ۱.۵ میلیون گونه، یا به عبارتی ۱۵ درصد از گونه‌های موجود در جهان را می‌شناسیم.

زمین منزلگاه دامنه خیره کننده‌ای از موجودات و گیاهان است. فلامینگوهای صورتی آسمان را در بر می‌گیرند، فیل‌های عظیم الجثه در زمین‌های ساوانا پای می‌کوبند و میوه‌ها و قارچ‌های عجیبی در همه جا از نظر پنهان مانده‌اند. هرگز نخواهیم فهمید چند گونه مختلف در سیاره ما زندگی می‌کنند. تنها می‌توانیم بگوییم این گونه‌ها بسیار زیاد هستند. اما این واقعیت دانشمندان را از تلاش برای شناخت گونه‌های بیشتر باز نمی‌دارد.

کارل لینه (Carl Linnaeus) گیاه شناس، دو و نیم قرن پیش متوجه شد که انسان‌ها به سیستمی برای پیگیری گونه‌های مختلف سیاره نیاز دارند. او با استفاده از زبان دسته‌بندی، گیاهان و حیوانات را با ذکر نام طبقه بندی کرد.

ما بعد از نسل‌ها مطالعه در این زمینه، برآورد کردیم که هنوز تنها ۱.۵ میلیون گونه یا حدود ۱۵ درصد از کل گونه‌های این سیاره را شناخته‌ایم. این یعنی اکثر موجودات زنده هنوز به توصیفاتی کافی نیاز دارند. این موضوع بخصوص درباره گونه‌های کم‌ارزش انگاشته شده و نادیده گرفته شده‌ای مانند قارچ‌ها نیز صدق می‌کند، ما در مورد گونه‌های مختلف قارچ تنها ۱۰ درصد اطلاعات داریم. برخلاف آن، در مورد پستانداران مطالعات خوبی انجام داده‌ایم و اطلاعات مناسبی نیز در دست داریم.

تمامی اعداد از نظر آماری، حدسی هستند، بنابراین، شاید ما هرگز صحت این تعداد را واقعا ندانیم. شاید دغدغه بزرگ‌تر ما این باشد که به نظر می‌رسد گونه‌های کنونی ما با سرعتی بسیار بیش از آنچه که در طی آن دایناسورها نابود شدند (۶۵ میلیون سال) رو به نابودی می‌گذارند. با این همه، اگر گونه‌های مختلف ناپدید می‌شوند، می‌توانیم این را هم در نظر داشته باشیم که شاید انسان‌ها گونه بعدی رو به انقراض باشد.

۴- آیا واقعیت واقعی است؟

10 سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی - آیا واقعیت واقعی است؟
۱۰ سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی – آیا واقعیت واقعی است؟

شاید افراد و چیزهایی که ما در زندگی، در اطراف خود می‌بینیم صرفا توهم هستند، درست مثل فیلم ماتریکس.

حقیقت انسانی یک مفهوم ناپایدار است. کسی که از یک کابوس واضح بیدار می‌شود، می‌داند که گیر کردن بین حافظه و رویا چگونه است. این تجارب، این اعتقاد را بوجود می‌آورند که برای حواس ما محدودیت‌هایی وجود دارد. شاید چشم‌ها، گوش‌ها و حس بویایی ما واقعا تمام واقعیت موجود در اطرافمان را به ما نمی‌گویند.

شاید چیزها و افرادی که در زندگی خود داریم صرفا توهم هستند. چطور می‌توان فهمید که همه این اشیاء و موجودات واقعا وجود دارند؟ شاید آنها ساخته مکانیسم درونی خود ما باشند که به دلایلی نامعلوم از ناخودآگاه ما نشأت گرفته‌اند.

دانشمندان و فیزیکدانان مطمئن نیستند که ما ماهیت واقعیت را بشناسیم. هر چه بیشتر در علم فیزیک وارد شویم، مکانیک دنیای اطراف ما برایمان، عجیب‌تر می‌شود. ما همچنان به اکتشافات خود در زمینه نیروهای اساسی و ذرات جدید، از مولکول گرفته تا اتم که هدایت کننده بدن و دنیای ما هستند، ادامه خواهیم داد. در کل این امکان وجود دارد که جهان از صدها یا هزاران بعد تشکیل یافته باشد که ما هرگز آنها را به طور مستقیم تجربه نخواهیم کرد. حفره علمی‌ای که ما دنبال می‌کنیم گویا هیچ پایانی ندارد. مهم نیست که ما چقدر هوشمندانه به گرداوری اطلاعات و نمونه‌ها می‌پردازیم، واقعیت همیشه انتزاعی است و ما هرگز نخواهیم توانست آن را به طور کامل بشناسیم.

۳- زندگی چگونه آغاز شد؟

10 سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی - زندگی چگونه آغاز شد؟
۱۰ سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی – زندگی چگونه آغاز شد؟

سیاره ما پر از درخت‌ها، گیاهان، پرندگان و زنبورها است. همچنین سرشار از میزان بی‌شماری از باکتری‌ها است. تمام این‌ موجودات، زنده هستند و همه آنها برای حفظ و زنده نگه داشتن گونه خود به تولید مثل می‌پردازند. اما در وهله اول زندگی بر روی زمین چگونه آغاز شد؟ چگونه یک توده بی‌جان از مولکول‌های آلی به موجودی پیچیده و حتی هوشمند تبدیل شد؟

پاسخ کوتاه این موضوع این است که: ما دقیقا نمی‌دانیم که ریشه اصلی زندگی چگونه آغاز شده است. این احتمال وجود دارد که ۴ میلیارد سال پیش، بیگانگان چند میکروب بر روی زمین به جا گذاشته‌اند و اجازه دادند در اینجا به رشد خود ادامه دهند. و البته، بسیاری از ادیان و مذاهب، توضیحاتی ماوراء طبیعی برای آغاز زندگی دارند.

بسیاری از دانشمندان فکر می‌کنند که زندگی یک پیشرفت طبیعی برای سیاراتی است که برای زیست، دارای موادی ضروری مانند کربن، هیدروژن، اکسیژن و سایر مواد اساسی هستند. با یک جرقه درست – بگذارید بگوییم یک رعد و برق – این مواد به دیواره‌های سلولی و DNA قابل تکثیر تبدیل شدند. محققان بدون وقفه در حال اجرای چنین آزمایش‌هایی در لابراتوارها هستند و امیدوارند به فرمول ایجاد زندگی دست پیدا کنند.

با این حال، چگونگی تبدیل شدن این بخش‌های بی‌جان به موجودات زنده واقعی، یک راز است. شاید هم ما هنوز به مشخصه‌های درست معرف زندگی آگاهی نداریم. یا شاید ما نسبت به ضوابط فیزیکی که واقعا موجب جرقه زندگی می‌شوند هوشیاری به خرج نداده‌ایم. تحقیق برای یافتن منشأ زندگی بدون شک برای مدتی بسیار طولانی ادامه خواهد داشت.

۲- آیا سفر در زمان امکان‌پذیر است؟

10 سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی - آیا سفر در زمان ممکن است؟
۱۰ سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی – آیا سفر در زمان ممکن است؟

سفر در زمان به عنوان یکی از مفاهیم علمی تخیلی، بسیار جذاب است. سخت است که بدون هیچ تعجبی ببینیم می‌توان در تاریخ به عقب بازگشت و در عمل شاهد جنگ رومیان باشیم. شاید حتی جالب‌تر، این باشد که بتوانیم به ۱۰۰۰ سال بعد برویم وببینیم که در آن زمان جهان به چه شکلی خواهد بود.

به نظر می‌رسد، سفر در زمان تنها یک داستان نباشد. شاید ما فقط باید ببینیم چطور می‌توانیم این کار را انجام دهیم.

یکی از این امکان‌ها کرم چاله است، این پدیده یک نوع پل ایجاد می‌کند که می‌تواند به انسان‌ها کمک کند تا در فضا و زمان سفر کنند. اگر بتوانید یک رخنه در کرم چاله ایجاد کنید، از نظر تئوری خواهید توانست به آن وارد شوید و از سوی دیگر در مکان و زمان متفاوتی در کهکشان سفر کنید.

ما می‌توانیم سفر با سرعت نور را تجربه کنیم. در این نقطه، دنیای شما در مقایسه با آنچه که پشت سر می‌گذارید به میزان قابل توجهی سرعت کمتری پیدا می‌کند. دانش کنونی ما، می‌گوید که هیچ چیزی نمی‌تواند به سرعت نور حرکت کند، و حتی اگر می‌توانست ممکن است اجزای آن از هم بپاشد.

شاید بتوانیم در مدار یک سیاه چاله عظیم وارد شویم، سیاه چاله‌ای که گرانشی باورنکردنی داشته باشد و در واقع سرعت زمان را کاهش دهد و وقتی مسافران از سیاه چاله خارج شوند تجربه زمانی آنها نصف زمانی باشد که در زندگی روی زمین وجود دارد. برای مثال اگر پس از ۱۰ سال بازگردید، خانواده شما در این مدت ۲۰ سال را گذرانده‌اند.

یا شاید بتوان از رشته‌های کیهانی یا به اصطلاح ترک‌های موجود در جهان برای هدایت زمان استفاده کرد. این رشته‌ها (که گاهی به شکل حلقه هستند) چنان توده‌ای دارند که ممکن است باعث نوسان زمان و فضای اطراف خود شوند.

دست بردن در هر یک از این سناریوها، ممکن است به ما این قدرت را بدهد که در نهایت راه سفر در زمان را بیابیم. حتی اگر بتوانیم این موضوع را از نظر علمی کشف کنیم، هنوز پارادوکس‌های بسیاری وجود دارند که ممکن است این سفر را غیرممکن یا خطرناک بسازد. پس در حال حاضر، سفر در زمان هنوز یکی از موضوعات کتاب‌ها و فیلم‌های علمی تخیلی باقی می‌ماند.

۱- آیا جهان نامتناهی است؟

10 سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی - آیا جهان نامتناهی است؟
۱۰ سوال بی‌پاسخ از لحاظ علمی- آیا جهان نامتناهی است؟

وقتی در شبی تاریک به آسمان نگاه می‌کنید و ستاره‌های بی‌شماری را می‌بینید که در آسمان پراکنده‌اند، فکر کردن به نامتناهی بودن جهان کار ساده‌ای است. شاید این تصاویر را همچون ستارگانی درخشان در سقف اتاق خواب خود شبیه سازی کرده باشید. دکوری زیبا برای تماشا، سقفی بلند اما مرده است. در هر حال، علم واقعا نمی‌تواند به ما بگوید که آیا جهان محدود است یا نامحدود.

محققان در این زمینه هم، مانند سایر موضوعات تئوری‌هایی دارند. یک گروه محقق، بعد از تجزیه و تحلیل نقشه‌های ایجاد شده توسط مشاهدات Byron Oscilliation Spectrographic Survey(BOSS)، تلسکوپی فوق‌العاده قدرتمند در نیومکزیکو، این گونه تشخیص دادند که طرح جهان، بسیار مسطح است. این نظرسنجی براساس مشاهده “تنها” ۱.۲ میلیون کهکشان که به مانند قطره‌ای در جهان است، شکل گرفته است اما شاهدی قوی است که نشان می‌دهد جهان ما کروی شکل نیست.

بنابراین، آیا این سطح بی‌پایان است؟ پاسخ به این سوال غیر ممکن است. تئوری حاکم این است که انفجار بزرگ (بیگ بنگ) باعث شده جهان به طور مداوم، سریع‌تر از سرعت نور گسترش پیدا کند. از آنجا که نمی‌توانیم فرای سرعت نور را ببینیم، در واقع ما هرگز نخواهیم فهمید که آیا جهان دارای هیچ لبه‌ای هست یا خیر.

به احتمال زیاد ما باید زندگی خود را با این سوال بگذرانیم که ماهیت دقیق اندازه دنیا چقدر است. این یک راز است، درست مانند رازهای بسیار دیگری که بی‌جواب مانده‌اند. این موضوع جذاب و فریبنده ذهن ما را جذب می‌کند اما هرگز پاسخ درستی برای آن ارائه نمی‌دهد.

شما درگیر سوالاتی مانند اندازه جهان یا چگونگی پیدایش حیات بر روی زمین باشید یا نه، باید بدانید که این سوال ها ماهیتی پر پیچ و تاب دارند که قابل درک یا توضیح نیستند. چنین سوالاتی ممکن است در تمام طول زندگی ذهن ما را به خود مشغول کنند، اما خود این موضوع هم امری ضروری در تجارب انسانی است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.